برای پیگیری کار کارکنان لازم نیست مدیر دائماً بپرسد «این کار به کجا رسید؟». اگر هر وظیفه مسئول مشخص، زمان سررسید، وضعیت، اولویت و خروجی قابلاندازهگیری داشته باشد، مدیر میتواند وضعیت تیم را بدون ورود به جزئیات لحظهبهلحظه مشاهده کند. هدف، جایگزین کردن کنترل فرد با شفافیت جریان کار است.
چرا پیگیری وظایف نباید به میکرومدیریت تبدیل شود؟
مدیر برای کنترل یک تیم معمولاً به ۳ سؤال اصلی نیاز دارد: چه کاری باید انجام شود، مسئول آن چه کسی است و چه زمانی باید تمام شود. مشکل از جایی شروع میشود که پاسخ این سؤالها در یک سیستم مشترک وجود ندارد و مدیر مجبور میشود اطلاعات را از طریق تماس، پیام، جلسه یا پرسوجوی مکرر جمعآوری کند.
در چنین شرایطی ۲ اتفاق همزمان رخ میدهد. مدیر احساس میکند دید کافی روی کارها ندارد و اعضای تیم نیز احساس میکنند دائماً تحت کنترل هستند. نتیجه میتواند افزایش جلسات، گزارشهای دستی، پیامهای پیگیری و کاهش تمرکز روی انجام واقعی کار باشد.
راهحل این نیست که پیگیری کار را حذف کنیم. یک تیم حرفهای به پیگیری نیاز دارد، اما این پیگیری باید بر اساس وظیفه، خروجی و تعهدات ثبتشده انجام شود، نه مشاهده دائمی رفتار افراد.
۱. بهجای کنترل افراد، خروجی مورد انتظار هر وظیفه را مشخص کنید
اولین قدم برای جلوگیری از میکرومدیریت، تعریف دقیق کار است. هر وظیفه حداقل باید ۵ جزء مشخص داشته باشد: عنوان، توضیح، مسئول انجام، زمان سررسید و نتیجه مورد انتظار. وقتی این اطلاعات مبهم باشند، مدیر ناچار میشود برای فهمیدن وضعیت واقعی کار مرتب سراغ فرد برود.
برای مثال عبارت «صفحه سایت را اصلاح کن» یک وظیفه ضعیف است. اما «اصلاح صفحه قیمتگذاری، رفع مشکلات موبایل و تحویل نسخه نهایی تا چهارشنبه ساعت ۱۵» محدوده کار را بسیار روشنتر میکند.
در کارهای بزرگتر میتوان از چکلیست نیز استفاده کرد. اگر یک وظیفه شامل ۴ مرحله باشد، مشاهده تکمیل ۳ مرحله از آن اطلاعات بسیار بیشتری نسبت به سؤال کلی «تمام شد؟» در اختیار مدیر قرار میدهد.
- عنوان وظیفه باید نتیجهمحور باشد.
- یک مسئول اصلی یا افراد مسئول مشخص شوند.
- سررسید مشخص باشد.
- اولویت و اهمیت کار معلوم باشد.
- در صورت نیاز، مراحل انجام در قالب چکلیست ثبت شوند.
۲. وضعیت همه کارها را در یک سیستم مشترک قابل مشاهده کنید
یکی از مهمترین دلایل شکلگیری میکرومدیریت، پراکندگی اطلاعات است. وقتی بخشی از کارها در پیامرسان، بخشی در ذهن مدیر، بخشی در ایمیل و بخشی در جلسات ثبت شده باشد، هیچکس تصویر کامل تیم را نمیبیند.
یک سیستم مدیریت وظایف باید حداقل ۴ وضعیت اصلی کار را برای تیم قابل مشاهده کند: کارهای جدید، کارهای در حال انجام، کارهای متوقف یا منتظر و کارهای انجامشده. استفاده از بردهای کانبان یکی از سادهترین روشها برای ایجاد چنین دیدی است.
در تیکبورد، وظایف روی بردها و ستونها قرار میگیرند و اعضای تیم میتوانند با جابهجایی کار بین ستونها، وضعیت آن را تغییر دهند. برای هر کار نیز میتوان مسئول، سررسید، اولویت، وزن، توضیحات، چکلیست، فایل و نظرات ثبت کرد. در نتیجه بخش قابل توجهی از اطلاعات مورد نیاز مدیر مستقیماً از خود جریان کار قابل مشاهده است.
| روش میکرومدیریت | روش مبتنی بر مدیریت وظایف |
|---|---|
| هر روز پرسیدن «کار به کجا رسید؟» | مشاهده وضعیت کار روی برد |
| درخواست گزارش جداگانه از هر فرد | استخراج گزارش از وظایف ثبتشده |
| پیگیری موعدها در ذهن یا پیامرسان | ثبت سررسید و یادآور برای هر وظیفه |
| بررسی مداوم فعالیت فرد | بررسی خروجی، وضعیت و زمان انجام کار |
۳. بهجای پیگیری دائمی، نقاط کنترل مشخص تعریف کنید
شفافیت به این معنی نیست که مدیر هیچگاه وضعیت کارها را بررسی نکند. تفاوت اصلی در تعداد و زمان این بررسیهاست. بهجای ۱۰ پیام پراکنده در طول روز، میتوان نقاط کنترل مشخصی برای بررسی کار تعریف کرد.
برای بسیاری از تیمها ۳ نوع نقطه کنترل کافی است: بررسی کارهای امروز، بررسی وظایف نزدیک به سررسید و بررسی کارهای تأخیردار یا متوقفشده. اگر اطلاعات وظایف بهروز باشند، این کنترل میتواند در چند دقیقه انجام شود.
یادآورها و اعلانها نیز باید بهجای مدیر بخشی از کار پیگیری را انجام دهند. اگر یک وظیفه فردا سررسید دارد، بهتر است سیستم به فرد مسئول یادآوری کند تا اینکه مدیر مجبور باشد موعد تمام وظایف را شخصاً دنبال کند.
- وظایف نزدیک به سررسید را روزانه بررسی کنید.
- کارهای تأخیردار را از کارهای عادی جدا کنید.
- برای کارهای مهم یادآور تنظیم کنید.
- جلسه بررسی وضعیت را فقط برای موارد نیازمند تصمیم یا هماهنگی نگه دارید.
۴. زمان و عملکرد را اندازهگیری کنید، نه حضور ظاهری افراد را
یکی از مرزهای مهم بین مدیریت و میکرومدیریت، نوع شاخصی است که اندازهگیری میشود. اگر مدیر دائماً بررسی کند فرد آنلاین است یا چند دقیقه پشت سیستم نشسته، تمرکز از «خروجی» به «حضور» منتقل میشود.
برای بسیاری از تیمهای دانشی، حداقل ۴ شاخص مفیدتر وجود دارد: تعداد وظایف تکمیلشده، درصد تحویل بهموقع، زمان صرفشده روی کارها و میزان تأخیر نسبت به برنامه. هیچکدام از این شاخصها بهتنهایی معیار کامل عملکرد نیستند، اما در کنار هم تصویر بسیار بهتری ایجاد میکنند.
برای مثال ممکن است یک نفر در یک هفته فقط ۳ وظیفه انجام دهد، اما هر ۳ وظیفه بزرگ و پیچیده باشند. فرد دیگری ممکن است ۱۲ کار کوچک را تکمیل کرده باشد. به همین دلیل تعداد وظایف باید همراه با وزن، زمان، اولویت و نوع کار تحلیل شود.
برای مطالعه بیشتر درباره این موضوع میتوانید مقاله شاخصهای ارزیابی عملکرد فردی و تیمی مبتنی بر انجام وظایف و اهداف را نیز بخوانید.
۵. گزارش کار را از خودِ جریان کار استخراج کنید
یکی از مشکلات رایج تیمها این است که اعضا ابتدا کار خود را انجام میدهند و سپس باید همان اطلاعات را دوباره در قالب گزارش روزانه یا هفتگی بنویسند. اگر تیمی ۸ نفر داشته باشد و هر عضو روزانه فقط ۱۰ دقیقه برای تهیه گزارش دستی صرف کند، این فرآیند بهمرور زمان قابل توجهی از ظرفیت تیم را مصرف میکند.
مدل بهتر این است که گزارش کار از اطلاعاتی تولید شود که اعضا هنگام انجام وظیفه ثبت میکنند. تغییر وضعیت کار، ثبت زمان، افزودن نظر، تکمیل چکلیست و ثبت انجامشدن وظیفه میتوانند بهصورت طبیعی داده مورد نیاز گزارش را تولید کنند.
در چنین مدلی مدیر میتواند حداقل ۳ نوع گزارش را بدون درخواست مجدد از کارکنان مشاهده کند: کارهای انجامشده، کارهای در حال انجام و کارهای تأخیردار. اگر ثبت زمان نیز انجام شود، مشخص میشود چه میزان زمان صرف هر پروژه، مشتری یا نوع فعالیت شده است.
این روش علاوه بر کاهش گزارشنویسی تکراری، کیفیت اطلاعات را نیز بهتر میکند؛ زیرا گزارش بهجای اتکا به حافظه افراد، از رویدادهای واقعی ثبتشده در سیستم ساخته میشود.
۶. نرم افزار پیگیری کار کارکنان چه امکاناتی باید داشته باشد؟
برای اینکه ابزار مدیریت وظایف واقعاً جایگزین میکرومدیریت شود، صرفاً داشتن یک فهرست کار کافی نیست. حداقل ۷ قابلیت در این نوع نرم افزار اهمیت زیادی دارد.
- تخصیص مسئول: مشخص باشد هر کار بر عهده چه کسی یا چه افرادی است.
- سررسید: هر وظیفه زمان تحویل مشخص داشته باشد.
- وضعیت قابل مشاهده: اعضا و مدیر بتوانند مرحله فعلی هر کار را ببینند.
- اولویت: کارهای فوری از کارهای عادی تفکیک شوند.
- یادآور: سیستم قبل از سررسید به فرد مسئول هشدار دهد.
- گزارش: مدیر بتواند کارهای انجامشده، تأخیردار و زمانهای ثبتشده را مشاهده کند.
- تاریخچه فعالیت: تغییرات مهم هر وظیفه قابل پیگیری باشد.
امکانات دیگری مانند چکلیست، فایل، نظر، ثبت زمان، کارهای تکرارشونده، قالب وظایف و تقویم نیز میتوانند برای تیمهایی که تعداد کارهای بیشتری دارند مفید باشند.
تیکبورد این اطلاعات را در قالب بردها، وظایف، تقویم، گزارشها و ثبت زمان در اختیار تیم قرار میدهد. هدف این است که مدیر برای فهمیدن وضعیت کارها مجبور نباشد دائماً از افراد سؤال کند و اعضای تیم نیز بدانند چه کاری، با چه اولویتی و تا چه زمانی باید انجام شود.
۷. یک فرآیند ۵ مرحلهای ساده برای پیگیری کار تیم
برای شروع لازم نیست فرآیند پیچیدهای طراحی کنید. یک تیم میتواند با ۵ مرحله ساده، بخش زیادی از نیاز خود به پیگیری دستی را کاهش دهد.
- ثبت کار: هر درخواست قابل انجام به یک وظیفه مشخص تبدیل شود.
- تخصیص: مسئول، اولویت و سررسید تعیین شود.
- بهروزرسانی: فرد مسئول وضعیت کار را هنگام تغییر مرحله بهروز کند.
- کنترل استثناها: مدیر بیشتر روی وظایف تأخیردار، متوقفشده یا پرریسک تمرکز کند.
- گزارش: در پایان روز یا هفته، اطلاعات از همان وظایف استخراج شود.
در این مدل مدیر دیگر لازم نیست تمام کارها را با شدت یکسان دنبال کند. کارهای عادی در جریان طبیعی خود پیش میروند و توجه مدیریتی روی همان ۱۰ یا ۲۰ درصد مواردی متمرکز میشود که واقعاً نیازمند تصمیم، رفع مانع یا تغییر برنامه هستند.
جمعبندی
پیگیری کار کارکنان و میکرومدیریت یک مفهوم نیستند. مدیر همچنان باید بداند چه کاری در حال انجام است، چه کسی مسئول آن است و آیا پروژه طبق برنامه پیش میرود؛ اما این اطلاعات بهتر است از یک سیستم شفاف مدیریت وظایف به دست آید، نه از پرسوجوی دائمی از افراد.
اگر وظایف دارای مسئول، سررسید، اولویت، وضعیت و خروجی روشن باشند و اعضای تیم تغییرات را در همان سیستم ثبت کنند، مدیر میتواند بیشتر روی تصمیمگیری و رفع موانع تمرکز کند. گزارشها، یادآورها، ثبت زمان و تاریخچه فعالیت نیز بخش مهمی از پیگیری را بهصورت خودکار انجام میدهند.
برای تیمهایی که هنوز بخش زیادی از کارهایشان در پیامرسان، جلسات و حافظه افراد مدیریت میشود، اولین قدم ساده است: کارها را در یک فضای مشترک ثبت کنید و اجازه دهید اطلاعات جریان کار، جای گزارشگیری و پیگیری مداوم را بگیرد.