اگر فقط میخواهید بدانید «چه کارهایی باید انجام شوند، مسئول هر کار چه کسی است و موعد انجام آن چه زمانی است»، یک نرمافزار مدیریت وظایف میتواند کافی باشد. اما زمانی که چند نفر روی مجموعهای از کارهای مرتبط با زمانبندی، پروژه، مشتری، گزارش عملکرد و هماهنگی تیمی کار میکنند، به قابلیتهای یک نرمافزار مدیریت پروژه نیاز خواهید داشت. مرز میان این دو دسته همیشه کاملاً مشخص نیست و بسیاری از ابزارهای جدید، مانند تیکبورد، امکانات مدیریت وظایف و مدیریت پروژه را در یک فضای کاری ترکیب میکنند.
نرم افزار مدیریت وظایف چیست؟
نرمافزار مدیریت وظایف یا Task Management Software ابزاری است که کمک میکند کارهای قابل انجام را ثبت، دستهبندی، اولویتبندی و پیگیری کنید. در سادهترین حالت، این ابزار نسخه پیشرفته یک فهرست کارها یا To-do List است؛ اما در محیطهای تیمی میتواند مسئول انجام، تاریخ سررسید، وضعیت کار، توضیحات، فایلها و نظرات اعضای تیم را نیز در خود نگه دارد.
برای مثال تصور کنید یک تیم تولید محتوا باید در طول هفته ۲۰ محتوای مختلف آماده کند. هر محتوا یک «وظیفه» محسوب میشود و میتواند اطلاعاتی مانند نویسنده، تاریخ انتشار، وضعیت، اولویت و فایلهای مربوط به خود داشته باشد. در چنین شرایطی مهمترین مسئله این است که اعضای تیم بدانند چه کاری باید انجام دهند و هر کار اکنون در چه وضعیتی قرار دارد.
یک نرمافزار مدیریت وظایف مناسب معمولاً حداقل این ۵ سؤال را پاسخ میدهد:
- چه کاری باید انجام شود؟
- چه کسی مسئول انجام آن است؟
- مهلت انجام کار چه زمانی است؟
- اولویت کار چقدر است؟
- کار اکنون در چه مرحلهای قرار دارد؟
امکاناتی مانند چکلیست، تسکهای تکرارشونده، یادآور، برچسب، اولویتبندی و نمای کانبان نیز معمولاً در ابزارهای مدیریت وظایف حرفهای دیده میشوند.
نرم افزار مدیریت پروژه چیست؟
نرمافزار مدیریت پروژه یک سطح بالاتر از مدیریت یک وظیفه منفرد قرار میگیرد. در مدیریت پروژه، هدف فقط این نیست که مشخص شود هر فرد چه کاری دارد؛ بلکه باید مجموعهای از وظایف مرتبط با یک هدف مشخص، در یک بازه زمانی کنترل شوند.
فرض کنید یک شرکت طراحی سایت قصد دارد پروژه طراحی فروشگاه اینترنتی یک مشتری را اجرا کند. این پروژه ممکن است شامل بیش از ۳۰ وظیفه در بخشهای طراحی رابط کاربری، برنامهنویسی، تولید محتوا، تست، ورود اطلاعات، آموزش مشتری و تحویل نهایی باشد. در این حالت فقط داشتن یک لیست کار کافی نیست؛ مدیر پروژه باید بتواند پیشرفت پروژه، مسئولیت اعضا، سررسیدها، زمان صرفشده و وضعیت کلی پروژه را مشاهده کند.
یک نرمافزار مدیریت پروژه معمولاً علاوه بر امکانات مدیریت وظایف، قابلیتهایی مانند موارد زیر ارائه میکند:
- تعریف پروژه و ارتباط دادن وظایف به پروژه
- مدیریت اعضای تیم و سطح دسترسی آنها
- زمانبندی فعالیتها
- مشاهده تقویم کاری
- ثبت و تحلیل زمان صرفشده
- گزارشگیری از عملکرد افراد و تیم
- مدیریت مشتریان و پروژههای آنها
- کنترل پیشرفت پروژه
- مدیریت ارتباطات و فایلهای مرتبط با کار
بنابراین میتوان گفت «مدیریت وظایف» یکی از اجزای مدیریت پروژه است، اما مدیریت پروژه مفهوم گستردهتری دارد.
تفاوت نرم افزار مدیریت پروژه با مدیریت وظایف در چیست؟
مهمترین تفاوت را میتوان در «سطح مدیریت» مشاهده کرد. مدیریت وظایف بیشتر روی اجرای کارهای مشخص تمرکز دارد، در حالی که مدیریت پروژه به تصویر بزرگتر نگاه میکند.
| معیار | نرم افزار مدیریت وظایف | نرم افزار مدیریت پروژه |
|---|---|---|
| هدف اصلی | مدیریت کارهای روزانه | مدیریت یک پروژه از شروع تا پایان |
| تمرکز | وظیفه | پروژه، تیم و وظایف |
| مسئول انجام | دارد | دارد |
| تاریخ سررسید | معمولاً دارد | دارد و بخشی از زمانبندی پروژه است |
| تقویم | ممکن است محدود باشد | معمولاً اهمیت بیشتری دارد |
| گزارش عملکرد | ساده یا محدود | گستردهتر و مدیریتی |
| ثبت زمان | اختیاری | برای بسیاری از تیمها مهم است |
| مدیریت مشتری | معمولاً ندارد | در برخی ابزارها وجود دارد |
| مناسب برای | افراد و تیمهای کوچک | تیمها و کسبوکارهای پروژهمحور |
در واقع یک ابزار مدیریت پروژه ممکن است دهها یا صدها وظیفه را زیر یک ساختار بزرگتر سازماندهی کند. به همین دلیل هر نرمافزار مدیریت پروژه احتمالاً قابلیت مدیریت وظایف دارد، اما هر نرمافزار مدیریت وظایفی را نمیتوان یک نرمافزار کامل مدیریت پروژه دانست.
۱. تفاوت در هدف: انجام کار یا رسیدن به نتیجه پروژه؟
اولین تفاوت در نوع هدف است. در مدیریت وظایف، تمرکز روی انجام یک کار مشخص قرار دارد. برای مثال «ارسال پیشنهاد قیمت»، «طراحی بنر صفحه اصلی» یا «تماس با مشتری» هرکدام یک وظیفه هستند.
اما یک پروژه معمولاً از چندین وظیفه تشکیل شده است. برای مثال پروژه «راهاندازی کمپین تبلیغاتی تابستان» میتواند شامل ۱۵ تا ۳۰ وظیفه مختلف باشد؛ از طراحی لندینگ پیج و تولید بنر گرفته تا تنظیم تبلیغات و تهیه گزارش نهایی.
بنابراین ساختار را میتوان به شکل زیر در نظر گرفت:
- هدف کسبوکار: افزایش فروش
- پروژه: اجرای کمپین تابستان
- وظیفه: طراحی لندینگ پیج
- چکلیست: طراحی نسخه موبایل، بررسی متن، تست فرم و انتشار
مدیریت وظایف عمدتاً روی دو سطح آخر تمرکز میکند، در حالی که ابزار مدیریت پروژه تلاش میکند ارتباط تمام این سطوح را شفاف نگه دارد.
۲. تفاوت در مدیریت زمان و سررسیدها
در یک نرمافزار مدیریت وظایف، معمولاً برای هر کار یک تاریخ سررسید مشخص میکنید. این قابلیت برای بسیاری از فعالیتهای فردی یا تیمهای کوچک کاملاً کافی است.
اما در یک پروژه، مسئله فقط تاریخ پایان یک وظیفه نیست. دهها کار ممکن است در یک بازه یکماهه یا سهماهه اجرا شوند و تأخیر یک فعالیت، روی فعالیتهای بعدی اثر بگذارد. به همین دلیل تقویم کاری، برنامهریزی هفتگی، زمان تقریبی انجام کار و امکان مشاهده حجم کار اعضای تیم اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای مثال اگر ۵ نفر در یک تیم حضور داشته باشند و هر نفر روزانه ۶ ساعت ظرفیت واقعی برای انجام پروژه داشته باشد، مدیر پروژه با ۳۰ ساعت ظرفیت کاری روزانه مواجه است. بدون یک تصویر کلی از کارها، ممکن است یک نفر ۱۰ ساعت کار برنامهریزیشده داشته باشد و فرد دیگری تنها ۲ ساعت.
قابلیتهایی مانند تقویم روزانه و هفتگی، ثبت مدتزمان تقریبی کارها و زمانبندی مجدد میتوانند در این شرایط نقش مهمی در جلوگیری از برنامهریزی غیرواقعی داشته باشند.
۳. تفاوت در همکاری تیمی
برای یک فرد، ثبت عنوان و تاریخ یک کار ممکن است کافی باشد؛ اما وقتی تعداد اعضای تیم از ۲ یا ۳ نفر بیشتر میشود، ارتباطات اهمیت بیشتری پیدا میکند.
فرض کنید روی یک تسک طراحی، طراح، مدیر پروژه، کارشناس محتوا و مشتری نظر میدهند. اگر این گفتگوها در پیامرسان، ایمیل، تماس تلفنی و فایلهای پراکنده انجام شوند، پیدا کردن آخرین تصمیم دشوار میشود.
ابزارهای مدیریت پروژه حرفهای تلاش میکنند اطلاعات مرتبط با کار را نزدیک به همان کار نگه دارند. امکانات مفید در این زمینه شامل موارد زیر هستند:
- ثبت نظر روی وظیفه
- پیوست کردن فایل
- منشن کردن اعضا
- مشاهده تاریخچه تغییرات
- گفتگوی تیمی
- اعلان تغییر وضعیت یا نزدیک شدن سررسید
این قابلیتها باعث میشوند بخش بیشتری از دانش پروژه در یک فضای مشترک باقی بماند و وابستگی تیم به حافظه افراد یا پیامهای پراکنده کاهش پیدا کند.
۴. تفاوت در گزارشدهی و ارزیابی عملکرد
برای مدیریت وظایف شخصی، دانستن تعداد کارهای انجامشده ممکن است کافی باشد. مثلاً فرد در پایان هفته میبیند که ۱۸ مورد از ۲۲ وظیفه خود را تکمیل کرده است.
اما مدیر یک تیم معمولاً به اطلاعات بیشتری نیاز دارد. برای نمونه ممکن است بخواهد بداند چه تعداد کار با تأخیر انجام شده، چه کسی بیشترین زمان را روی یک پروژه صرف کرده، چه میزان کار در یک ماه تکمیل شده و کدام پروژهها از برنامه عقب هستند.
به همین دلیل گزارشدهی یکی از تفاوتهای مهم نرم افزار مدیریت پروژه با نرم افزار مدیریت وظایف ساده محسوب میشود. گزارشهای کاربردی میتوانند شامل این موارد باشند:
- گزارش کارهای انجامشده
- گزارش عملکرد اعضای تیم
- گزارش زمانهای ثبتشده
- گزارش وظایف دارای تأخیر
- گزارش براساس پروژه، مشتری یا مسئول
- بررسی حجم کار هر عضو تیم
اگر مدیر بتواند بهجای بررسی دستی ۵۰ یا ۱۰۰ وظیفه، وضعیت پروژه را از طریق چند گزارش مناسب مشاهده کند، تصمیمگیری سریعتر و دقیقتر میشود.
۵. تفاوت در مدیریت مشتری و پروژههای مشتریان
بسیاری از ابزارهای مدیریت وظایف اساساً برای نگهداری اطلاعات مشتری طراحی نشدهاند. یک تسک ممکن است نام مشتری را در عنوان خود داشته باشد، اما این موضوع با «مدیریت مشتری» تفاوت دارد.
برای شرکتهای خدماتی، آژانسهای تبلیغاتی، تیمهای طراحی سایت و مجموعههای پشتیبانی، هر مشتری ممکن است چند پروژه فعال، دهها وظیفه، فایل، اطلاعات تماس و درخواست پشتیبانی داشته باشد.
در چنین شرایطی بهتر است رابطه زیر مستقیماً در نرمافزار قابل مشاهده باشد:
- مشتری
- پروژه مشتری
- بورد پروژه
- وظایف
- زمان ثبتشده روی وظایف
- گزارش فعالیتها
این ساختار باعث میشود مدیر برای پاسخ به سؤال سادهای مانند «در این ماه برای مشتری X چه کارهایی انجام دادهایم؟» مجبور نباشد اطلاعات را از چند ابزار مختلف جمعآوری کند.
۶. مدیریت وظایف برای چه کسانی کافی است؟
استفاده از نرمافزار سادهتر همیشه تصمیم اشتباهی نیست. اگر فرایند کاری پیچیده نیست، اضافه کردن دهها قابلیت مدیریتی میتواند حتی باعث کاهش سرعت کار شود.
یک نرمافزار مدیریت وظایف معمولاً برای شرایط زیر انتخاب مناسبی است:
- مدیریت کارهای شخصی
- فریلنسرهایی که تعداد پروژههای محدودی دارند
- تیمهای بسیار کوچک با فرایند ساده
- مدیریت فهرست کارهای روزانه یا هفتگی
- تیمهایی که گزارشدهی و ثبت زمان برایشان مهم نیست
برای مثال اگر یک تیم ۲ نفره فقط نیاز دارد هفتهای ۱۰ تا ۱۵ کار را بین اعضا تقسیم کند، احتمالاً نیازی به یک سیستم مدیریت پروژه پیچیده ندارد.
مهمترین اصل این است که ابزار باید به کاهش اصطکاک کمک کند، نه اینکه خودش به یک پروژه جدید برای مدیریت تبدیل شود.
۷. چه زمانی باید سراغ نرم افزار مدیریت پروژه برویم؟
زمانی که کارها به یکدیگر وابسته میشوند و تعداد افراد، مشتریان یا پروژهها افزایش پیدا میکند، مدیریت از طریق فهرست وظایف دشوارتر خواهد شد.
نشانههای زیر میتوانند نشان دهند که تیم شما از یک ابزار مدیریت وظایف ساده عبور کرده است:
- چند پروژه بهصورت همزمان در حال اجرا دارید.
- برای هر پروژه چند عضو تیم درگیر هستند.
- مرتباً نمیدانید یک پروژه دقیقاً در چه مرحلهای است.
- بعضی وظایف به دلیل فراموش شدن یا ابهام در مسئولیت عقب میافتند.
- برای تهیه گزارش مجبور به جمعآوری اطلاعات از چند منبع هستید.
- ثبت زمان کاری اعضا اهمیت دارد.
- میخواهید عملکرد تیم را در طول زمان بررسی کنید.
- اطلاعات پروژهها و مشتریان در چند نرمافزار پراکنده شدهاند.
اگر ۳ یا ۴ مورد از این نشانهها را بهطور مداوم تجربه میکنید، استفاده از یک سیستم یکپارچهتر میتواند ارزشمند باشد.
آیا نرم افزار مدیریت پروژه باید پیچیده باشد؟
یکی از تصورات اشتباه این است که نرم افزار مدیریت پروژه الزاماً باید محیطی پیچیده، پر از نمودار و گزینههای مدیریتی داشته باشد. در عمل، ابزار مناسب باید پیچیدگی پروژه را کاهش دهد، نه اینکه پیچیدگی جدیدی به آن اضافه کند.
تیمهای مختلف نیز به سطح متفاوتی از امکانات نیاز دارند. یک تیم نرمافزاری ممکن است روی مدیریت جریان کار و فعالیتهای فنی تمرکز کند، در حالی که یک آژانس دیجیتال علاوه بر مدیریت تسک، به ثبت زمان، مشتریان، فایلها و ارتباطات تیمی نیاز دارد.
به همین دلیل هنگام انتخاب ابزار بهتر است بهجای شمارش امکانات، ابتدا فرایند واقعی تیم خود را بررسی کنید.
سه سؤال کاربردی عبارتاند از:
- اعضای تیم روزانه چه اطلاعاتی باید مشاهده کنند؟
- مدیر برای تصمیمگیری به چه گزارشهایی نیاز دارد؟
- کدام اطلاعات اکنون میان ابزارهای مختلف پراکنده هستند؟
نرم افزار مدیریت پروژه بهتر است یا مدیریت وظایف؟
هیچکدام ذاتاً بهتر از دیگری نیستند. ابزار مناسب ابزاری است که با پیچیدگی واقعی کار شما هماهنگ باشد.
| شرایط شما | انتخاب مناسبتر |
|---|---|
| مدیریت کارهای شخصی | مدیریت وظایف |
| تیم ۲ یا ۳ نفره با فرایند ساده | مدیریت وظایف |
| چند پروژه همزمان | مدیریت پروژه |
| نیاز به ثبت زمان | مدیریت پروژه |
| نیاز به گزارش مدیریتی | مدیریت پروژه |
| کار با چند مشتری | مدیریت پروژه |
| نیاز به تقویم و برنامهریزی تیم | مدیریت پروژه |
| فقط ثبت و تکمیل To-do | مدیریت وظایف |
البته امروزه دسته سومی نیز وجود دارد: ابزارهایی که سادگی مدیریت وظایف را حفظ میکنند اما امکانات مدیریت پروژه را نیز در اختیار تیم قرار میدهند. این مدل برای کسبوکارهایی مناسب است که نمیخواهند از همان روز اول با یک سیستم پیچیده شروع کنند، اما انتظار دارند ابزار همراه با رشد تیم پاسخگوی نیازهای بیشتری باشد.
تیکبورد در کدام دسته قرار میگیرد؟
تیکبورد فقط یک To-do List نیست و در عین حال تلاش میکند مدیریت کارهای روزانه همچنان ساده و بصری باقی بماند. هسته اصلی آن بر بوردها، ستونها و وظایف استوار است؛ بنابراین اعضای تیم میتوانند کارهای خود را روی یک جریان کانبان مشاهده و جابهجا کنند.
هر وظیفه میتواند اطلاعاتی مانند مسئول انجام، تاریخ و زمان سررسید، اولویت، وزن، مدتزمان تقریبی، چکلیست، فایل، برچسب، پروژه، نظرات، ثبت زمان و تاریخچه تغییرات داشته باشد.
در سطح مدیریت پروژه نیز امکانات گستردهتری در دسترس است، از جمله:
- بوردهای کانبان و مدیریت دسترسی اعضای هر بورد
- اتصال کارها به پروژههای مشتریان
- ثبت زمان با تایمر یا ثبت دستی
- تقویم و برنامهریزی کارها
- گزارش عملکرد تیم
- گزارش وظایف و زمانهای ثبتشده
- مدیریت مشتریان و پروژههای آنها
- گفتگوی تیمی و ارتباط اعضای بورد
- تسکهای تکرارشونده و قالبهای آماده تسک
- یادآوری و اعلان فعالیتها
- دستیار هوش مصنوعی برای مدیریت وظایف
تیکبورد همچنین از ۳ سیستم تقویم میلادی، شمسی و قمری پشتیبانی میکند و برای تیمهایی که با تاریخ شمسی کار میکنند میتواند تجربه طبیعیتری نسبت به بسیاری از ابزارهای خارجی ایجاد کند.
به این ترتیب میتوان تیکبورد را یک فضای کاری برای مدیریت وظایف، پروژهها و همکاری تیمی در نظر گرفت؛ یعنی کاربر میتواند از یک بورد ساده برای مدیریت وظایف شروع کند و در صورت نیاز از امکانات گستردهتر مدیریت پروژه استفاده کند.
چرا ترکیب مدیریت پروژه و مدیریت وظایف اهمیت دارد؟
یکی از مشکلات رایج تیمها، پراکندگی ابزارهاست. ممکن است وظایف در یک نرمافزار، گفتگوها در پیامرسان، زمانهای کاری در سیستم دیگری و اطلاعات مشتری در فایلهای جداگانه نگهداری شوند.
فرض کنید یک تیم برای هر پروژه از ۴ ابزار استفاده کند. حتی اگر هر ابزار بهتنهایی خوب باشد، اطلاعات پروژه بین چهار محیط مختلف تقسیم میشود. پیدا کردن یک تصمیم قدیمی، زمان ثبتشده یا آخرین فایل پروژه در چنین ساختاری وقتگیر خواهد شد.
یکپارچه کردن مدیریت پروژه و مدیریت وظایف میتواند چند مزیت داشته باشد:
- اعضای تیم محل مشخصی برای مشاهده کارها دارند.
- اطلاعات مرتبط با هر تسک کنار همان تسک قرار میگیرد.
- مدیر دید کلیتری نسبت به پروژهها پیدا میکند.
- گزارشها بر اساس اطلاعات واقعی فعالیت تیم تولید میشوند.
- وابستگی به فایلها و پیامهای پراکنده کاهش پیدا میکند.
برای انتخاب نرم افزار مناسب چه معیارهایی را بررسی کنیم؟
پیش از انتخاب نرم افزار مدیریت پروژه یا مدیریت وظایف، بهتر است ۷ معیار را بررسی کنید:
- سادگی استفاده: اعضای تیم باید بتوانند بدون آموزش طولانی با نرمافزار کار کنند.
- مدیریت وظایف: مسئول، سررسید، اولویت، چکلیست و وضعیت کار باید بهسادگی قابل مدیریت باشند.
- همکاری تیمی: نظر، فایل، اعلان و گفتگو نباید بین چند محیط مختلف پراکنده شوند.
- تقویم و زمانبندی: اگر تیم با موعدهای زیاد کار میکند، نمای تقویم اهمیت بالایی دارد.
- گزارشدهی: مدیر باید بتواند بدون بررسی تکتک وظایف وضعیت کلی تیم را ببیند.
- ثبت زمان: برای آژانسها، تیمهای خدماتی و پروژههای ساعتی بسیار مهم است.
- قابلیت رشد: ابزاری که امروز برای ۳ نفر انتخاب میکنید بهتر است در صورت رشد تیم به ۱۰ یا ۲۰ نفر نیز قابل استفاده باشد.
انتخاب ابزار صرفاً براساس تعداد امکانات معمولاً تصمیم مناسبی نیست. هدف اصلی باید ایجاد شفافیت در کار، کاهش فراموشی، سادهتر شدن همکاری و افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها باشد.
مدیریت ابزار نمیتواند جایگزین مدیریت واقعی شود
حتی بهترین نرم افزار مدیریت پروژه نیز نمیتواند فرایند نامشخص را بهتنهایی اصلاح کند. اگر مسئولیتها مشخص نباشند، اولویتها دائماً تغییر کنند یا تیم عادت به ثبت اطلاعات نداشته باشد، ابزار نیز اطلاعات دقیقی برای نمایش نخواهد داشت.
بهتر است پیش از پیادهسازی یک سیستم جدید، چند قانون ساده تعیین کنید؛ برای مثال هر وظیفه باید مسئول داشته باشد، فعالیتهای دارای موعد باید تاریخ سررسید داشته باشند و تغییرات مهم باید داخل همان کار ثبت شوند.
همچنین بهتر است تعداد وضعیتهای کاری محدود و قابل فهم باشد. برای بسیاری از تیمها ۳ تا ۵ ستون مانند «برای انجام»، «در حال انجام»، «در انتظار بررسی» و «انجامشده» نقطه شروع مناسبی است.
اگر مشکل اصلی تیم شما شروع نکردن یا عقب انداختن مداوم وظایف است، مطالعه مطلب چرا کارها را عقب میاندازیم؟ نیز میتواند در کنار استفاده از یک ابزار مدیریت کار مفید باشد.
جمعبندی
تفاوت نرم افزار مدیریت پروژه با مدیریت وظایف بیشتر از هر چیز به سطح دید آنها مربوط میشود. نرمافزار مدیریت وظایف روی یک سؤال ساده تمرکز دارد: «چه کاری باید انجام شود؟» اما نرمافزار مدیریت پروژه علاوه بر آن میپرسد: «این کار بخشی از کدام پروژه است، چه کسی آن را انجام میدهد، چه زمانی باید تمام شود، چقدر زمان صرف آن شده و وضعیت کل پروژه چگونه است؟»
برای افراد، فریلنسرها و تیمهای کوچک با فرایندهای ساده، یک ابزار مدیریت وظایف میتواند تمام نیازها را پوشش دهد. اما با افزایش تعداد اعضا، پروژهها، مشتریان و سررسیدها، امکاناتی مانند تقویم، ثبت زمان، مدیریت پروژه، گزارشدهی و کنترل دسترسی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
تیکبورد این دو رویکرد را در یک فضای کاری ترکیب میکند؛ بنابراین میتوانید از مدیریت ساده وظایف روی بورد شروع کنید و در صورت نیاز، پروژهها، تقویم، ثبت زمان، مشتریان، گزارشها، گفتگو و سایر قابلیتهای تیمی را نیز وارد جریان کاری خود کنید.
اگر هنوز از فایلهای پراکنده، پیامرسان و فهرستهای دستی برای مدیریت کارهای تیم استفاده میکنید، میتوانید ابتدا فقط یک پروژه واقعی را وارد تیکبورد کنید و نتیجه را با روش فعلی خود مقایسه کنید. هدف قرار نیست پیچیدهتر کردن مدیریت باشد؛ هدف این است که همه بدانند چه کاری، توسط چه کسی و تا چه زمانی باید انجام شود.